تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
چنين باشد ، وجدان او هريك از عوارض و كمالات وجود بما هو وجود ، را كه عين وجودند به حسب حقيقت و ذات ، و غير وجودند به حسب عنوان و مفهوم ، به عينه وجدان جاعل بالذات او بود آن عارض و كمال را ، پس جميع وجودات امكانيه از آنجا كه مجعولات بالذاتند ، به ذات و كمالات و عوارض ذاتيهء وجوديّهء ذات خود مرتبط بالذات باشند به جاعل بالذات خود - تبارك و تعالى - و مرتبط بالذات به عينه ربط بود ، زيرا كه مصداق هر محمول بالذات عين مبدأ ان محمول باشد ، و اين ربط چون به جاعل بالذات منسوب شود ، عين جعل و ايجاد و افاضهء او بود ، و چون به اشياء يعنى به ماهيات و حدود وجوديّه به ماهى حدود منسوب شود ، عين مجعوليت آنها باشد .

اشاره به اينكه قيوميت مطلقهء واجب الوجود جل جلاله در تحت مقوله اضافه مندرج نباشد

پس يك طرف اين ربط ، كه مرتبط بود ، به نفس اين ربط متذوّت و متحقق باشد ، و اين ربط بر او مقدم بود ، و طرف ديگر كه مرتبط اليه ( 89 ) باشد مذوّت و محقّق اين ربط باشد ، و اين ربط از او به ذات ناشى بود ، و او به ذات بر اين ربط مقدم باشد ، از اينجا ظاهر شود كه اين ربط در مقوله اضافه مندرج نباشد ، زيرا كه مقولهء اضافه از سنخ ماهيات ، و به طرفين قائم باشد ، و هيچ ماهيت ، محقق و مذوّت شيئى از اشياء به تحقق و تذوت وجودى نبود ، و هم به شيئى از اشياء به ذات به ربطى وجودى مرتبط نباشد ، بلكه اضافهء وجوديه بود كه در لسان متألهين به اضافهء اشراقيه مسّمى « 1 » باشد ، و فعل حق اول - جل جلاله - و
هامش
( 1 ) - ج و چا عين جعل و ايجاد و افاضهء او بود و چون به اشياء يعنى به ماهيات و حدود وجوديه به ماهى حدود منسوب شود عين مجعوليت آن باشد .