اشاره به اينكه اشتراك لفظى در وجود مستلزم استقلال وجودات امكانيه و تواطؤ در او موجب استبداد آنها است .
و بدانكه اشتراك لفظى مستلزم استقلال و تواطؤ موجب استبداد است ، به عبارت ديگر هردو مستلزم تشبيه و تعطيل ، و موجب تحديد و تقييدند . عجب است كه قائلين به اشتراك لفظى از جهت فرار از ورطهء تشبيه و تعطيل سلب اشتراك معنوى فرمودهاند ، و از براى غايت تنزيه و تقديس به اشتراك لفظى قائل شدهاند ، غافل از اينكه اين نحو از تنزيه تقديس عين تشبيه و تعطيل است .
و نعم ما قيل : فان قل بالتنزيه كنت مقيدا * و ان قلت بالتشبيه كنت محددا
متفطن باش و به هردو چشم بصيرت نظر كن ، و در مباحث سابقه و لمعات ماضيه نيك تأمل كن ، و در آيات قرآنيه و احاديث نبويه ، و آثار جعفريه به دقت تفكر كن ، زيرا كه اين مسئله از غوامض مسائل الهيّه و مشكلات مقاصد ربوبيّه ، و معضلات رموز قرآنيه و اسرار نبويه است « 1 » و اللّه المستعان و عليه التكلان ( 88 ) تمام شد كلام والد علّامه .
بديعة تدقيقيّه فى كلمة تحقيقيّه :
اشاره به اينكه وجدان مجعول بالذات ذات خود و كمالات ذات خود را به عينه وجدان جاعل بالذات او باشد ذات او و كمالات ذات او را در مرتبه و مقام او
بدانكه مجعول بالذات به آن جهت كه مجعول بالذات بود ، جهت ذاتش به عينها جهت ربط به جاعل بالذات باشد .
پس وجدان او ذات خود را كه او نيز عين ذات او بود ، به عينه ربط او باشد به جاعل بالذات . پس وجدان او ذات خود را به عينه وجدان جاعل بالذات بود ذات او را در مقام ذات او ، و چون
هامش
( 1 ) - لمعات الهيه 219 - 222