تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الحكم (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
مر او را رسد كبريا و منى * كه ملكش قديم است و ذاتش غنى

اشاره به اينكه واجب الوجود - جل جلاله - را در ذات و در هيچ صفتى از صفات و در هيچ اسمى از اسماء شريك نيست .

پس مشاركت نيست واجب الوجود بالذات را با شيئى از اشياء در هيچ معنى از معانى ، و در هيچ نعتى از نعوت ، و متحد نيست با موجودى از موجودات در [ هيچ ] مفهومى از مفهومات ، و در هيچ صفتى از صفات ، ما للتراب و ربّ الارباب . چه نسبت خاك را با عالم پاك . و باوجوداين ، وجودات امكانيه وجودات حقيقيه ، و حقايق عينيه و منشأ آثار خارجيّه‌اند ، زيرا كه در لمعات اثبات اصالت وجود محقّق گرديد كه آثار ممكنات بر وجودات امكانيه مترتبند ، و تجوهر و موجوديت ماهيت امكانيه به تبعيت تحقق و تحصل وجودات امكانيه است ، و در لمعات اصالت جعل در وجود مبرهن گرديد ( 86 ) كه جاعليت و مجعوليت بالذات در ميانهء وجودات متحقّق است ، و ماهيات و ممكنات مجعولات بالتبع و معلولات بالعرضند ، و در مسئلهء عينيت صفات حقيقيّه محقق خواهد شد كه صفات كماليه در همهء حقايق وجوديّه عين يكديگر و عين وجوداند ، و اينكه مىگويند كه صفات كماليه در واجب الوجود بالذات عين ذاتند ، و در ممكنات زايد بر ذاتند ، نسبت به ماهيات است نه نسبت به وجودات ممكنات . پس