تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و بخصوص در آن بلد خودمان مردمان اين بلد قبل از رفتن من بنجف مردمى متديّن و صالح و بهتر از همه قراى ديگر بودند در اثر فعاليتهاى پدرم ولى بسبب آزادى در فسق و فجور و منع وعظ و منبر و جرى شدن مردم بر علماء و روحانيّون بكلّى وضع مردم عوض شده بود بيدينى و فسق و فجور رائج و دائر گشته بود بحدّيكه از دين فراموش كرده بودند آثار و شعائر دين از نماز جماعت و محافل دينى متروك شده بود پدرم كه در اثر عمليات مذم از ايشان اعراض كرده بود و در همان ده زنش زندگى ميكرد و انزوا اختيار كرده بود يك شيخى هم بود او چون اهل فلسفه بود و ذوق فلسفه داشت و از آثار شوم فلسفه خمودى است او از اول حال تبليغات و فعاليتهاى دينى نداشت اگر دنياى دين مردم را آب ببرد فيلسوف را خواب ميرد فيلسوف كارى بدين مردم ندارد اگرچه بهتر هم همين است كه كارى بدين مردم نداشته باشد خيردين درهمين است كه اهل
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 204 | الشيخ محمد جواد الخراساني