ديگهاى آش ببار ميكردند و بدرماندگان آش ميدادند چيزى كه بود آن قحطى تلفاتش كم بود آنسختى چند سال ادامه داشت ولى آنچه باعث نجات مردم و بهبودى حال مردم در سالهاى بعد شد اين شد كه نرخ عمل و كارگرى نيز بتناسب بالا رفت و تمكّن پيدا كردند از خريدن اجناس گران و نان گران حاصل در چنين سالى ما وارد شديم دو ماه از نوروز گذشته كمكم بخرمى رسيد در ايّام خرمن يك مرتبه نرخ گندم از خروارى بيست تومان بود تومان رسيد و كمكم بالا رفت وضع مالى پدرم در سابق خيلى خوب بود بطور يكه در هر سال هفتاد خروار يا بيش و يا كم غله ريز داشت گاه ميشد كه خريدار پيدا نميشد مقدارى از آن را رطوبت فاسد ميكرد امّا كمكم وضعش رو بانحطاط گذاشت باز هم تا رفتن من بنجف بد نبود اما در آنمدّت خيلى پائين آمده بود مع ذالك به اندازه معاش خانوادهاش بلكه مقداريهم اضافه داشت محصول ديگر هم از باغات براى لوازم معاش
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢٠١