چنان كه گفته شد مقصود من از علم بالأصاله خودم بود از اول نظرى بمردم نداشتم و اين هم در نظرم نبود كه پس از فراغت به جائى روم و محلى را اشغال كنم و متصدّى رتق و فتق و امور مردم شوم بلكه هميشه در نظرم بود كه بعد از مايهء علمى كتب مفيده تأليف كنم و براى اين كار نجف بسيار آماده است و شرائطش جمع است لهذا عزم بر ماندن در نجف كردم از طرفى هم بعد از حركت من از ايرانبسوى نجف اوضاع ايران دگروگون شده بود از جهت بىحجابى و معارضه با عبا و عمّامه و لباس روحانيّت و تعطيل شدن حوزه علميّه قم و مشهد و بيرون رفتن طلّاب از لباس و از تحصيل علم و تخليهء مدارس از طلّاب و ممانعت مجالس و محافل وعظ و روضهخوانى كارى براى عالم نمانده بود كه عالم برود آنها را انجام دهد راستى در آنوقت مردم ايران پيغمبر لازم داشتند كه بيايد از نو طرحريزى دين كند نه عالم ، بهرحال اينهم خود سبب شد كه عزم من جزم شد بر ماندن در نجف
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٨٥