تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مرحوم آخوند و مرحوم آية اللّه يزدى نيز جشن ميگرفتند بعضى شب و بعضى روز شربت و چائى ميدادند بالأخره در مدارس باب شد براى نيمهء شعبان نيز شعرى گفتم مسبّع و جشنى مفصل گرفتم و همچنين سالهايى بعد باز شروع كردم عربى شعر ميگفتم بالأخره از بركت مولا امير المؤمنين ع طبع شعرم باز شد منظومهء اصول شروع كردم ديوانى در مرثيهء سيّد الشّهداء گفتم عربى كم‌كم قضيّه جشن و چراغانى از مدارس سرايت ببازار كرد بازار هم چراغانى ميكردند و جزء رسوم شد تا كار باينجا كشيد كه بعد از برگشتن بايران پس از چند سال كه به عتبات مشرّف شدم سوم شعبان و نيمهء شعبان را در نجف و كربلا بودم ديدم چنان جشن مفصلى گرفته‌اند در بازار و دكّاكين و كوچه‌ها كه بىنظير است و للّه الحمد .
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 183 | الشيخ محمد جواد الخراساني