تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
سهله ميرساندم نوعا خ خ مرحوم آقا شيخ على قمى كه زاهد زمان خود بود در آنجا شبهاى چهارشنبه را اقامه جماعت ميفرمود جماع را ميگذارندم و عمل ما بين نماز مغرب و عشاء را انجام ميدادم و بمقاميكه منسوب بمقام حضرت حجت است و مقام ديگرى كه منسوب به حضرت زين العابدين عليه السلام است ميرفتم و در هريك دو ركعت نماز ميكردم باز بسوى نجف برميگشتم با اينكه تاريك بود و جادّه خاكى چنان بسرعت ميآمدم كه يكساعت و يكربع از غروب گذشته درسهاى شب شروع ميشد هنوز شروع نشده بود بدرس ميرسيدم به مسجد كوفه نيز بسيار پياده ميرفتم و برميگشتم به زيارت مسلم و هانى بسيار ميرفتم زيارت حضرت مسلم را خيلى دوست ميداشتم آنجا اوقاتى بود خلوت خيلى بر غربت مسلم گريه ميكردم و بسيار در آنجا به حال خود نيز گريه ميكردم و از خدا علم و فهم درخواست ميكردم ، بسيار ميشد در بين راه نجف و كوفه گريه ميكردم و از خدا علم و فهم ميخواستم
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 178 | الشيخ محمد جواد الخراساني