تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
پدر من هم به همان اعتبار كه اجازه تأثيرى ندارد هنگام آمدن بايران بعد از اقامت نجف مسامحه نموده و اجازه از اساتيد خود نگرفته بود تا چون زمان معارضه با عمّامه شد مرحوم عمويم نامه‌اى به آية اللّه اصفهانى نوشت ايشان اجازه اجتهادى فرستاده بودند باعتبار همان اجازه مرحوم پدرم عمّامه‌اش محفوظ ماند خلاصه چون مقصود من از علم بالأصاله خودم هستم اجازه كتبى براى خودم اعتبارى ندارد و امّا براى غير همان ابرازات علمى كه از قلم من بروز مىكند اگر اهل فهم باشد كافيست و اگر نباشد چه اثرى بر دانستن او مترتّب است كه مرا مجتهد بداند يا نداند بلكه دانستن مرد مرا هم خوش نداشتم لهذا تا هنگاميكه سنّم از پنچاه متجاوز نشده بود در منبرهايم هيچوقت نگفتم كه من چنين ميگويم يا چنين ميفهمم همانطور مطالب را ميگفتم بدون اينكه معلوم شود اين بيان يا اين تشريح يا اين نظر از من است يا اينكه من هم اهل نظر هستم در واقع خجالت هم ميكشيدم در
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 175 | الشيخ محمد جواد الخراساني