تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
پنجم مبتلا به تراخم چشم شدم عمل تراخم كردم مفيد نشد بحرم مشرف شدم و چشمهايم را بضريح مقدّس ماليدم و از گرد و غبار ضريح برچشم ماليدم به حمد اللّه شفا يافت . ششم نيز بار ديگر مبتلا بتراخم شدم و طول كشيد و عمل تراخم كردم ايندفعه چشمهايم را بضريح مقدّس حضرت سيد الشهداء عليه السّلام ماليدم و از غبار ضريح بر آن كشيدم به حمد اللّه شفا يافت . هفتم نيز در خصوص چشمم كه حقيقتا خ خ نزديك بكورى بود با يك افتضاحى و آن اين بود كه در يكى از اوقات زيارت حضرت سيد الشهداء عليه السّلام بكربلا مشرّف شده بودم و طلّاب نيز بسيار بودند عادت طلّاب اين بود كه ميرفتند در نهر الحسين ع آنجا هم خود را شستشو ميدادند و هم غسل زيارت ميكردند من هم به عادت هميشه رفته بودم در حينى كه داخل آب بودم جمعى از طلّاب رسيدند همه از رفقا بودند يكى از آنها خواست