شيره ندارم شير را آوردم مقدارى خورده برنج داشتم شيربرنج را پختم ظروفى از آنها گرفتم و در ظرفها ريختم غروب شد رفتم براى نماز جماعت در صحن مقدس وقتى رسيدم كه نماز مغرب آية اللّه اصفهانى شروع شده بود صفها بسته بود مقابل در صحن در كنار صف ايستاده بودم كه تكبير ببندم ناگهان پسر آية اللّه نائينى از درب صحن وارد شد به من رسيد دست كرد يكدينار و نيم به من داد و گفت براى شما حواله آمده من ديگر خصوصيات را نپرسيدم آية اللّه اصفهانى به ركوع رفته بود فورا خ خ در بغل گذاشتم و تكبير گفتم و به ركوع رفتم نن نماز تمام شد آمدم قند و شكر و شيره و خرما و شايد پنير نز گرفتم و بفوريّت آمدم چائى را مهيا كردم مدعوين آمدند و افطار كردند سفره طلبگى رنگينى شد اين عبرت اوّل بود كه مصداق حديث بر من ظاهر شد كه فرمودند : الرّزق الى بيت يطعم فيه الطّعام اسرع من الشّفرة الى السّنام .
يعنى رزق به خانه كه در آن اطعام طعام شود
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٣١