تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
و تسليم يعنى چه با آنهمه تأكيداتى كه در امر به تحصيل اين مقامات شده لهذا زبان باعتراض ميگشائيم . من نه مقصودم از اين تحمل عمل صوفيانه بود كه خود را عملا خ خ بتكلّف مياندازند و ترك خوراك و پوشاك و گاهى ترك حيوانى ميكنند حتى با داشتن و با بودن و اسم اين را رياضت ميگذارندو اين امر نامشروع و بعت است حاشا و كلّا بلكه مقصود من تفويض امر بود در خصوص معيشت به خدا و به اختيار او و صبر كردن و راضى بودن به آن كه قاطبهء انبياء گذشته از بندگان بر اين بودند هرگز مقصود من تعمّد و تقيّد بر ترك خوران و پوشاك نبود بلكه هر وقت از طرف دا فرجى ميشد ميخوردم و ميپوشيدم بلكه اگر دعوتى از من پيش ميآمد ميخوردم و شايد از بعضى هم بيشتر ميخوردم هرگز تقيّد از خود ظاهر نميكردم و آنچه نوشته‌ام حكايتى بود از حال خود و خدا ، روزى مقسوم من از طرف خدا كه خود مقرر فرموده به آن نحوهء بود كه ذكر شد و چون من هم خود را آماده كرده بودم بر همان