تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
هم مدتى در كربلا باشم خوب است شايد در ما بعد پيش آمد طورى باشد كه در ايران باشم لا اقل به مقدارى از آرزوها نائل باشم كه بعدها آه نكشم و تأسف نخورم بالأخره چون ديدم پيش آمديست از غير من گفتم الخير فيما وقع شايد اينهم حواله‌اى از مولى باشد راضى شدم و پس از ماه صفر منتقل بكربلا شدم در آنجا مشغول درس و تأليف شدم كربلا قبل از مرحوم آيت اللّه قمّى طلبه نداشت چند مدرسه داشت همه خالى بود و بعضى هم مخروبه شده بود فقط طلّاب نجف در ايّام زيارتى كه بكربلا ميآمدند در آنجا سكونت ميكردند از وقتى كه آية اللّه قمّى ساكن كربلا شد رونقى گرفت طلابى جمع شدند مدارس را تعمير كرد آية اللّه قمّى مرجعيّتش در آنوقت مانند آية اللّه اصفهانى نبود از اين جهت تمكّنش هم چندان نبود ولى برحسب تمكّنش بطلّاب كم و زياد شهريه ميداد از اين نظر كربلا هم حوزه علميّه كوچكى شده بود بهرحال مشغول درس
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 106 | الشيخ محمد جواد الخراساني