تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
خانه ماهى سه ربع دينار اگر باشد قانعم تقريبا خ خ چهارده تومان يا كمتر ميشد با اينكه طلبه‌هاى مجرد به آن قانع نبودند فرمودند اين بر عهده من ، من اين مبلغ را به تو ميرسانم همين ألأن بايد برخيزى گفتم قريب دو دينار مقروض شده‌ام فرمودند آن را هم كارى ميكنيم بالأخره همان ساعت مرا از پشت كار بلند كرد كسب من خاتمه يافت همه دوران كسب من دو ماه يا چيزى بيشتر بود آيت اللّه داماد اگرچه اهل خلف وعده نبود امّا تمكّن ماليش چندان نبود و خودش هم عايله‌مند بود گاه‌گاهى چيزى كمك ميفرمود ولى بار ديگر حال من به اول برگشت .