اعتراض از همه جا بلند شده ميگويند چرا بايد مثل فلان بعد از زحمتها و مرارتها برود كسب كند .
آرى در آنوقت من وجهه علمى بارزى پيدا كرده بودم و جزء افاضل بشمار ميرفتم و از جنبه تدريس شهرتى پيدا كرده بودم بعلاوه من اگرچه منبر نميرفتم ولى مرحوم آقا شيخ آقا بزرگ تهرانى ره از من خواسته بودند كه روزهاى پنچشنبه در منزل ايشان منبر روم از جهت نسبتى كه با ايشان داشتم پذيرفته بودم اكثر علماء و فضلاى نجف بمجلس ايشان حاضر ميشدند در آنجا مراتب علمى من بر همه بارز شده بود بالأخره آية اللّه داماد فرمودند اينعمل تو سروصدائى ايجاد كرده و اين براى آية اللّه اصفهانى توهين است گفتم چكنم شما كه از وضع من اطلاع داريد استيصال و بيچارگى مرا وا داشته فرمودند مگر خرج تو در ماه چقدر است گفتم اينرا هم شما بااطلاع هستيد من به آخرين مرحلهء دفع ضرورت قانع هستم فرمودند ماهى چقدر ترا كافى است گفتم با كرايه
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٠٢