ديده يا ميديد و يا شنيده بود نميديد ، گاهى هم ميگفت من چون زندگانى اهل علم و طلّاب را ديده بودم ، وقتى كه گفتند شخصى كه ترا ميخواهيم به او بدهيم اهل علم است خوشحال شدم كه وضع زندگيش خوب است و با كسان خود كه گفتم گفتند خوب است اهل علم خوشگذرانند بهرحال در مقابل اين حرفها ساكت مى شدم و جوابى نداشتم بگويم بهر وجهى كه بود جواب غير قانعكنندهاى ميدادم تا اندكاندك خودش آشنا شد و سكوت اختيار كرد و بالأخره با هم ميساختيم او مختصر خيّاطى ميدانست گاهگاهى خيّاطى ميكرد و بزندگى كمك ميكرد .
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٩٤