تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
از ناحيهء پدرم در تمام ده سال اقامتم در نجف صد تومان بكرّات مختلف رسيد و هرچه براى من ميفرستاد با خواهرم قسمت ميكردم تا او هم دلخوش باشد كه پدرش از او ياد كرده و براى او چيزى فرستاده مرحلهء اول پس از ورود چون بمشهد اطلاع دادم قبتوسط همان حاجى تاجر اصفهانى مبلغ بيست تومان به حاج عبود اعمى حواله شد چون او خودش يكنفرا در مشهد معرفى نمود و گفت هرچه به او بدهند و او حواله كند من اينجا ميپردازم ولى بقولش وفا نكرد همان حوالهء اول را به سختى داد در مدت چند ماه گاهى يك روپيه و گاهى هم نيم رو پيه ميداد مدتى از وقتم را ميگرفت تا چند مرتبه بروم و او يك مرتبه يك روپيه بدهد بالأخره مرا عاجز كرد و رنج داد رنج او مرا دلسرد كرد از حواله دادن از طرفى هم پدرم در اول از جهت مالى از اغنياء محل بشمار ميرفت صاحب املاك و گوسفند بود هرچه از مرحوم والدش بميراث به او رسيده بود و هرچه خود