و يك قورى و دو عدد استكان و يك چراغ خريدم و يك عباى زمتسانى عربى كه عربهاى غير شهرى ميپوشيدند و هيچ طلبهء از آنها نميپوشيد نيز خريدم طولى نكشيد حجرهء خالى شد به آنجا منتقل شدم آنحجره گرچه بزرگ بود و بزرگترين حجرههاى مدرسه بود اما در زاويه واقع شده بود و دربش از دالان باز ميشد از اينجهت تاريك بود در آنجا قريب دو سال زندگى كردم تا از حجرههاى معمولى مدرسه خالى شد به آنجا منتقل شدم چهار سال در مدرسهء بادكوبه بودم و بعد منتقل بمدرسه مرحوم آية اللّه يزدى شدم .
جهاد اكبر (زندگينامه) (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٧٢