مثل دوازده ماه خورشيدى مىدانند و اين هم براى اثباتش نه منجم مىخواهد و نه مُقَوِّم .
آيههايى كه در اول خواندم براى اينكه ماه قمرى دوازده تا است و ماه برجى هم دوازده تا . أما حالا چه اسمى دارند اينها بايد مشخص باشد چه برجىِآن چه ماهىِآن . و ديگر سَرِ اعتبارش كه از نظر شرع اين اعتبار دارد يا آن . اما مردم كه به اين برجها مىپردازند چون تمام دنيا اينجورى بوده كه تابع دولتها بودند و دولتها هم اعتبارشان روى برجى است نه تازگى . همين كه حالا مىبينيد از اول بوده حسابشان روى برجى بوده براى اينكه چون ماههاى هلالى پس و پيش ميره بايد چيزى باشد كه پس و پيش در كار نباشد و هم اينكه موقع معينى براى گرفتن ماليات و امثالها باشد .
و اما مردم ديگر هم به ماه اصلًا كار نداشتند ولى عرب كه ملت قديم و جنبه دينى و ابراهيمى داشتند كارهاشان روى ماههاى قمرى هست . آنها براى ماههاى قمرى اسم گذاشتند محرم و صفر و . . . و اما دولتها هم كه گفتيم روى برج بود كارشان هر جايى برجها را يك اسمى گذاشتند . دولتهايى كه در ايران بود و تشكيل مىشد اسم دوازده تا را فروردين ارديبهشت و . . .
گذاشتند . روسيه اسمهاى ديگر براى ماههاشان گذاشتند . روم هم يك اسمهاى ديگرى دو كانون و دو تشرين و پس آنكه شباط و آذر و نيسان ايار است تا آخر . هندوستان هم اسمهاى ديگرى هر جايى روى اين دوازده تا يك اسمى گذاشتند . اين مال برجهاشان ، و آن هم مال
تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 11
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١١