تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
نفر هم مىرود زيرش بلندش كند ، نمىتواند بعد هم مجسمهء گاو و شير و ببر و . . . درست كرده داخلش گذارده‌اند . اينها همه پيرايه است و باطل . پس براى هر چيز پيرايه است چه درست باشد آن چيز يا باطل . لذا ما به پيرايه كار نداريم كه مسلم البطلان است گر چه حضرت صادق عليه السلام براى همان پيرايه‌ها هم دستور داد كه اگر ترك نكردند از آنها دورى كن . فرمود وقتى شنيديد كه كسى يك كارهايى مىكند از چيزهايى كه كراهت شما است از چيزهايى كه اذيتش و عيبش و ننگش بر ما وارد مىشود .

عيب و ننگ براى امام نشويم

ببينيد امام چه مىگويد . تو مىدانى كه براى اينها ، در خارج چه‌كار مىكنند ! خيال مىكنند اين كارها را ما آخوندها ياد اين مردم داديم ، و ما كه از خودمان چيزى نمىگوييم خيال مىكنند اينها را از امام جعفر صادق عليه السلام گرفتيم . او گفته نوروز چنين كنيد و چهارشنبه سورى چنان كنيد و سيزده‌بدر فلان . و آنها خيال مىكنند دين ما شيعه اين است كه در حج و نوروز و عزادارى و عقد و . . . ما آخوندها به اينها گفتيم و ما آخوندها را هم امام جعفر صادق عليه السلام گفته اين كارها را كنيم . لذا امام عليه السلام فرمود اين چيزهايى كه مىبينيد اذيتش بر ما است و عيب و ننگش بر ما وارد مىشود . چرا بر او وارد مىشود براى اينكه مردم خيال مىكنند اين دستور اوست هر كارى كه شما بكنيد به اماممان مىبندند چه خوب باشد يا بد . اى آقا حالا اينها ديگر رسم شده است از زمان قديم اينچنين بوده ، فلان چيز رسم است و فلان