اين مبارك شد اين بازيها و رقاصيها .
چگونگى اختراع نوروز !
خوب بسم اللَّه الرحمن الرحيم بشر ناگزير است و محتاج است از اينكه يك حسابى داشته باشد تاريخى داشته باشد كه در فلان تاريخ چه كرد و چه شد قرضش طلبش و ساير چيزهايش روى يك تاريخى باشد و اما آنچه كه مسلم است و احتياج بهدليل و يا قول اهل نجوم و هيئت ندارد . اين است كه مردم مىبينند يك ماهى در كار است و يك خورشيدى و اين ماه يك بار در مىآيد و بزرگ مىشود وسط مىشود و آخر مىشود اين يك جنبهء عمومى دارد كه مشاهدهء همه است ولى خورشيد هم حركتى مىكند . آنرا ديگر مردم نمىفهمند كى و به چه نحو و كجا هست .
تشخيص آن مال منجمين است ولى در عين حال آن هم يك چيزى است مخصوص و همه ما مىبينيم و اما فصلهاى سال هم يك چيزى است كه همه مىبينند و مُقَوِّم و منجم نمىخواهد . همه مىدانند چهار فصل است و پس از چهار فصل دوباره عوض مىشود يك مدتى هوا گرم است و يك مدتى سرد و يك مدتى طبيعى بهار مىشود و پاييز مىشود و خزان مىشود ميوهها زياد مىشود و دوباره كم مىشود . همه اين را درك مىكنند و بعد حساب كردند و ديدند كه هر فصلى روى سه تا از اين ماهها مىچرخد كه چهار فصل دوازده ماه مىشود . مىخواهى اسمش را ماه بگذار مىخواهى برج و همينجور مىچرخد و ماه هم همينجور مىچرخد معلوم نيست دوازده تا است پانزده تا است چقدر است معلوم نيست . هى نو مىشود هى كهنه مىشود .
و چون گفتم ماهها دوازده تا است ماه را هم دوازده ماه هلالى