تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
است اصلش هم باطل است و حال آنكه چنين نيست . درست است و شرعيست و سنت است ( بر خلاف نوروز كه هم پيرايه‌هايش خراب است و هم اصلش ) مثلًا حج كه به‌امر خدا و شرعيست چه قدر پيرايه دارد . پيغمبر فرمود از مكه كه برگشتى اطعام كن چند تا شكم گرسنه را سير كن اما بيا و ببين چه بازى در مىآورند . تا چند روز خيابان را چراغان ، كوچه را چراغان ، خانه را چراغان مىكنند . ميز و مبل و بساط و ريش تراشيده‌ها مىآيند . وقت آمدن هم چند تا از قصابها را مىبينند كه جلو حاجى بيايد گوسفندهايش را بكشد كه به‌اسم حاجى تمام شود و بگويند پنج تا گوسفند شش تا گوسفند كشتند خوب اين بازيها معلوم است كه درست نيست ولى اين موجب نمىشود كه اصل حج از بين برود و حج سر جايش هست . يا مثلًا عقد و نكاح ، خوب اين كه درست است و شرعى اما پيرايه‌هاى مردم در آن زياد است . موقع عقد خنچهء عقد بياورند اسپند زرد و سبز و سرخ درست كنند و سفره پهن كنند و چغندر و شلغم و هويج و تخم‌مرغ و سبزى و نمك و قند و صابون هر چه گير مىآورند مىگذارند براى وقت عقد . يعنى چه ؟ بابا پيغمبر دستور داده امام گفته ؟ نخير ! پس هيچى ! مردم درست كردند . خوب حالا اصل عقد خراب است ؟ نه . يا مثلًا ختنه مىخواهند كنند سنت پيغمبر است . ولى بيا و ببين چه مىكنند . از همه گذشته كه جاى شك و شبهه نيست ، تعزيه دارى امام حسين عليه السلام چه قدر ثواب و اجر دارد ولى چه بازيها و علم و كُتَل‌ها درست مىكنند چهار متر اين ور و چهار متر آن ور . يك