تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
ندارى گوش بدهى غير از اين نمىشود كه تكليف من مهاجرت با تو است و اجتناب از تو . مسلمانى 75 فرقه است صد فرقه است تو هم يك فرقه من يك فرقه . « لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ » از پانصد جا با هم عوض شديم ، از اينجا هم عوض بشيم من بخواهم با تو بسازم اين نمىشود پس اينهايى كه بلدم بريزم دور تا بيايم با تو بسازم . اين بدعتها چيه ؟ ساختن با تو معنىاش اين است كه دينم را كنار بگذارم . خلاصه گفتم من فعلًا نظر به اينها ندارم و اين جمله هم براى اين بود كه معلوم شود تكليف چيه با شما چه‌كار كنيم وقتى عمل نمىكنيد و دست از كارهاتان برنمىداريد در اين صورت ما بايد از شما دست بكشيم تا حالا نه آقايى كردم نه رياست كردم نه شهرتى خواستم حالا كه رفتنيم به‌طريق اولى ، بله پلو چلوهايتان هم مال خودتان . پس اگر بنا باشد از پيرايه‌هاى نوروز صحبت كنيم ممكن است يك نفهمى بگويد كه خوب آقا حالا اصلش درست است منتهى مردم نادان اينكارها را مىكنند به نادانىهاى اينها نبايد نگاه كرد ! لذا بنده هم گفتم من به پيرايه‌هايش كار ندارم با اصلش مىخواهم صحبت كنم و اگر بنا باشد كه به پيرايه‌ها بچسبم كه . . . . يك چيزهاى مسلمى را هم كه اصلش درست است مردم پيرايه‌ها به آن بسته‌اند پس آنها را هم بايد بگوييم چون پيرايه‌هايش باطل
تاريخچه نوروز (فارسى) — صفحة 6 | الشيخ محمد جواد الخراساني