با اللّه كه از دين من اين نباشد * اين فعل از صدق يقين نباشد
نوشم من آب و نوگل نبوّت * از تشنگى پژمرهكى مروّت
كى آب بر من بى حُسين گواراست * بى او مرا اين زندگى چكار است
( رجز حضرت عبّاس هنگام قطع دست راست
و اللّه ان قطعتم يمينى * انّى احامى ابدا عن دينى
و عن امام صادق اليقين * نجل النّبىّ الطّاهر الأمين
ترجمه
ميخورم سوگند بر نام خدا * گر كنيدم دست راست از تن جدا
باز با دست چَپَم سازم جهاد * دست نكشم از حُسين اى قوم عاد
من ز دين خود حمايت ميكنم * وز امام خود رعايت ميكنم
ميكنم با جان حمايت از حُسين * سبط پيغمبر رسول عالمين
اندر اين صَحرا غريب و بيكس است * دستگير مردمان ناكس است
نيست با للّه اين روا از دين من * منفرد بگذارمش با مشت زن
نى بود دين و نه آئين يقين * بيكسش بگذارم اندر اهل كين
ليك تا جان در بَدَن باشد مرا * حاميم بر خاندان مصطفى
( رجز حضرت عبّاس هنگام قطع دست چپ )
يا نفس لا تخشى من الكفّار * و ابشرى برحمة الجبّار
مع النّبىّ السّيّد المختار * قد قطعوا ببغيهم يسارى
فاصلهم يا ربّ حرّ النّار