تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

مرثيه در شأن ابو الفضل العبّاس و فداكارى او بيرون از وهم و قياس

در دهر يكى روز بُدى بهره خدا را * آن روز شدى بنده‌گيش منظره‌آرا وان واقعهء كرببلا بود كه در دهر * تاريخجه شد دفتر تكوين و قضا را جانبازى حق يافت در آن روز تحقّق * مصداق به خود ديد صفا اهل صفا را هفتاد و دو سَرباز مجهّز بفدائى * عبّاس برافراشت در آن دفعه لِوا را عبّاس چه عبّاس كجا وصف توان كرد * اخلاص فداكارى آن مرد هُدا را در دهر حسين بود يكى كرببلا يك * عبّاس يكى واقعهء كرببلا را لب‌تشنه به دريا شد و لب‌تشنه برون شد * بين شرط جوانمردى و بين شرط وفا را بيدست شد و هيچ غم دست نميخورد * غم داشت كه بر مشك زنند تير بلا را از بهر يكى مشك دو دستش ببها رفت * بين همّت عالى و ببين حدّ بها را يكدهر ببايد كه چو عبّاس بزايد * كو آنكه سر آيد بسزاوار ثنا را

( آب نخوردن ابو الفضل و خطاب بنفس خود )

يا نفس من بعد الحسين هونى * فبعده لا كنت ان تكونى هذا الحسين شارب المنون * و تشربين بارد المعين هيهات ما هذا فعال دينى * و لا فعال صادق اليقين

ترجمه

اى نفس گر خواهى تو زندگانى * بعد از حُسين در جهان نمانى خواهى تو اين آب روان بنوشى * چشم از حُسين و آل او بپوشى او شربت مرگ از عطش كند نوش * نوشى تو آب از وى كنى فراموش