تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢

ترجمه

نور ديدهء بابا نورسيدهء بابا * دل طپيدهء بابا اى بنى يعلى الدّنيا بعدك العفا رفتى و شدى راحت مانده‌ام من و محنت * بىتو چون مرا طاقت يا علىّ علىّ الدّنيا بعدك العفا تو برفتى از دنيا در جنان بَرِ زهرا * راحت از همه غمها با بنى على الدّنيا بعدك العفا من شدم تن تنها در ميان دشمنها * با فغان اين زنها اى بنى على الدّنيا بعدك العفا بعَد مرگت اى بابا خاك بر سرِ دنيا * زندگى بود بى جا يا على على الدّنيا بعدك العفا بر نبىّ جَرى گشتند * از خدا بَرى گشتند چون تو اكبَرى كشتند * يا بنى على الدّنيا بعدك العفا

استغاثه علىّ اكبر و امدن سيّد الشّهداء ( ع ) بر سر نعش انسور

شه چون آواز على اكبر شنيد * همچون كركس جانب ميدان دويد ديد نعشش اوفتاده بر زمين * فرق منشق گشته از شمشير كين سر وَ رويش را فرو بگرفته خون * پاره‌پاره زخمش از انجم فزون گوشه‌اى از آستين را چاك كرد * خون ز چشم و روى پاكش پاك كرد بر سَرِ زانو سَرِ اكبَر نهاد * پس لبش بر لب سرش بر سَر نهاد بوسه ميزد بر لَبان اكبرش * ناله ميزد از دل پُر آزرش تو شدى راحت وَ من در ابتلا * تو برفتى من كشم تنها بلا زندگى بعد از تو بهر من مَباد * خاك بر دنيا پس از مرگ تو باد

ايضا فى هذا المعنى

شه چو صداى على اكبر شنيد * جانب ميدان بشتابان دويد