ترجمه
نور ديدهء بابا نورسيدهء بابا * دل طپيدهء بابا اى بنى يعلى الدّنيا بعدك العفا
رفتى و شدى راحت ماندهام من و محنت * بىتو چون مرا طاقت يا علىّ علىّ الدّنيا بعدك العفا
تو برفتى از دنيا در جنان بَرِ زهرا * راحت از همه غمها با بنى على الدّنيا بعدك العفا
من شدم تن تنها در ميان دشمنها * با فغان اين زنها اى بنى على الدّنيا بعدك العفا
بعَد مرگت اى بابا خاك بر سرِ دنيا * زندگى بود بى جا يا على على الدّنيا بعدك العفا
بر نبىّ جَرى گشتند * از خدا بَرى گشتند
چون تو اكبَرى كشتند * يا بنى على الدّنيا بعدك العفا
استغاثه علىّ اكبر و امدن سيّد الشّهداء ( ع ) بر سر نعش انسور
شه چون آواز على اكبر شنيد * همچون كركس جانب ميدان دويد
ديد نعشش اوفتاده بر زمين * فرق منشق گشته از شمشير كين
سر وَ رويش را فرو بگرفته خون * پارهپاره زخمش از انجم فزون
گوشهاى از آستين را چاك كرد * خون ز چشم و روى پاكش پاك كرد
بر سَرِ زانو سَرِ اكبَر نهاد * پس لبش بر لب سرش بر سَر نهاد
بوسه ميزد بر لَبان اكبرش * ناله ميزد از دل پُر آزرش
تو شدى راحت وَ من در ابتلا * تو برفتى من كشم تنها بلا
زندگى بعد از تو بهر من مَباد * خاك بر دنيا پس از مرگ تو باد
ايضا فى هذا المعنى
شه چو صداى على اكبر شنيد * جانب ميدان بشتابان دويد