تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
محمّدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فيسقيك بكاسه الأوفى شربة لا تظما بعدها ابدا .

ترجمه

اى پدر از تشنگى قلبم طپيد * در تعب انداختم ثقل حديد گرمى و سنگينى آهن چه باك * ميشوم از تشنگى آخر هلاك آه اى بابا بفريادم برس * چاره كن اين تشنكى دادم برس گر كه با يك جرعه تر سازم گلُو * بار ديگر چيره گردم بر عَدُو پس زبان بگذاشت در كام پسر * يعنى از كام تو كامم خشك‌تر گفت هان برگرد تا پيش از مساء * سازدت سيراب جدّت مصطفى
فلمّا بلغت الرّوح التّراقى قال رافعا صوته يا ابتا هذا جدّى رسول اللّه قد سقانى بكاسه الأوفى شربة لا اظما بعدها و هو يقول العجل العجل فانّ لك كاسا مذخورا حتّى تشربه السّاعة .

ترجمه

گفت اى بابا بفريادم برس * در دم مردن بيا دادم برس العَجَل بابا كه جان بر لب رسيد * طآئر روح من از قالب پريد باش خوشدل جَدَم آمد بر سرم * كرد سيرابم ز آب كوثرم جام آبم داد و شد هوشم بدر * تشنگى ديگر نبينم اى پدر زودتر بشتاب اى باب گرام * ميدهد اكنون ترا جدَم پيام جام ديگر دارد از بهر تو هم * گويدت بشتاب تا آبت دهم
فجآ الحسين عليه السّلام حتّى وقف عليه و قال قتل اللّه قوما قتلوك يا بنىّ ما اجراهم على الرّحمن و على انتهاك حرمة الرّسول على الدّنيا بعدك العفا .