عالم از بهر تو بر پا و تو خود بىخانمان * اى غريب نينوا اى زادهء زهرا حُسين
آب مهر مادرت بود و تو دادى تشنه جان * اى سليل مصطفى اى زادهء زهرا حُسين
اكبرت كشتند و عبّاس رشيدت بهر آب * دستهايش شد جدا اى زاده زهرا حُسين
شيرخواره اصغرت حلقش دريد از نوك تير * بىگناه و بىخطا اى زادهء زهرا حُسين
بر سرت ناليم بر نوك سنان يا پيكرت * زير سمّ اسبها اى زادهء زهرا حُسين
دشمن ار كردى طَمَع بر جامع و عمامهاست * كهنه پيراهن چرا اى زادهء زهرا حُسين
ايضا نوحهسرائى
اى شهيد كربلا اى كشته راه خدا * اى فداى جسم و جانت جسم و جان ما و را
از چه كشتند ترا لبتشنه در جنب فرات * آه از جور و جفاى كوفيان بىحيا
نوجوانانت همه كشتند بىجرم و سَبَب * شيرخوارت را چرا كشتند آن قوم دغا
مال و اموالت اگر غارت نمودند از طمع * خيمهايت را چرا آتش زدندى از جفا
گيرم ارَ لبتشنه كشتندت چرا پس بىكفن * نعش پاكت را فكندندى به روى خاكها
گيرم ار عريان فكندندن بدون پيرهن * پايمال سمّ اسبانت نمودندى چرا
گيرم ار رقّت نكردند و نخواندندت نماز * راسُ پاكت از چه كردندى بنوك نيزهها
از چه كردندى سرت را گاه آويز درخت * گاه در كنج تنور و گاه در طشت طلا ،
نوحهء سينهزنى
اه و واويلا صد آه و واويلا * خونجگر زينب بى پسر ليلا
زادهء زهرا روز عاشورا * در صف اعدا يكّه و تنها
يكطف دشمن خارج از احصا * يكطرف طفلان ميكنند غوغا
آه و واويلا الخ
ذكرش اندر لب يا رب و يا رب * از غم ياران گشته روزش شب