اگر قتل حُسين عُدوان نبودى * اگر از كفر و از طغيان نبودى
گر او را كين نبودى با پيمبر * نبودش كينهاى با آل حيدر
چرا سازد اسير آل رسالت * به مثل روميان با حال ذلّت
چرا حُرمت ز پيغمبر نكردى * حيا از خالق اكبر نكردى
حريم مصطفى و خوار و زارى * اسيرى بُرون و اشترسوارى
جواد امريكه حق خواهد نبايش * عدو گردد سبب بهر بقايش
مرثيه
ايكه سرت بر سنان چون ماه فروزد * ويكه تنت اندر آفتاب بسوزد
نعش شريفت در آفتات فكندند * تا دل بيمار تو چو شعله فروزد
جسم تو كردند پايمال ستوران * تا كه دل خواهرت ز غصّه بسوزد
خيمگهت را چرا زدندى آتش * هيچ عدو خرگه يتيم نسوزد
حسين ثار اللّه است و هرجا بنام اوست كربلاى اوست
اى سِرّ عالمين كه عالم سراى تست * اى جان هر دو كون كه جانها فداى تست
عالم همه طفيل تو امّا تو خود حُسين * دادى به راه حق سَر و حق خونبهاى تست
خود جا بعرش و قبر تو دلهاى دوستان * شد كربلا مزار تو چون نينواى تست
تنها نه كربلا است ترا بقعه و مزار * هرجا بنام تست همان كربلاى تست
چون جان عالمى همه دل محفل تو هست * هر فقعه شد بنام تو صحن و سراى تست
مرثيه و ذكر مصائب وارده بر انحضرت
اى شهيد كربلا جانها فداى جان تو * عالم و آدم فداى آن لب عطشان تو
بود تقصيرت چه ايشَه تا لب شطّ فرات * تشنه كشتندت بهفتاد و دو تن ياران تو
گيرم ار بودى تو مجرم پس چرا از تشنگى * بر فلك ميرفت آه و نالهء طفلان تو
شيرخوارت را چرا حلقش دريدندى به تير * جان فداى اصغر پژمردهء بيجان تو