يك جا برابر رُخ زينب سَرِ حُسين * يك جا دمى ز نالهء طفلان جدا نبود
زين العباد در غل و زنجير تا بشام * يا رب مگر نوادهء خير الورى نبود
زين غم اگر جواد كند گريه تا بحشر * كو آنكه گويد اينهمه افغان روا نبود
عرض اخلاص ارادت و اختصاص بندگى بساحت انحضرت
مرا كه غير تو ايشاه شاه ديگر نيست * كه در شهان جهان با تو كس برابر نيست
امير من تو و مولاى من تو شاهم تو * بجز تو بر سر من كس امير و سرور نيست
اگر كه شاه توئى پس شهان گدايانند * وگر امير توئى هيچ امير ديگر نيست
حريم و درگه عَز تو ملتجاى همه * شه و وزير در اينجا ز بنده بهتر نيست
كدام امير نه دستى بر التجا دارد * كدام شه بگدائى ستاده بر در نيست
خوشا كسى كه نگيرد بجز تو شاه دگر * چنين ولى و اميرى بهفت كشور نيست
امير من توئى ايجان من بقربانت * مرا نظر بيزيد و بشاه ديگر نيست
دل از حُسين چه گيرم كه در همه عالم * كسى بمرتبهء او عديل و همسر نيست
پس از حُسين چه حاجت بشاه ديگر هست * كه هيچ شه به از اين شاه بندهپرور نيست
شهم بس است و اميرم بس است و مولا بس * هر آنكه اين نه بسش بود پاك گوهر نيست
نه بلكه بندهء او را چه حاجت است بشاه * غلام و بندهء آنشه ز شاه كمتر نيست
جواد غير حُسين بهر خويش شاه مگير * كه دُرُكون جُز او پادشاه ديگر نيست
نوحهسرائيها و دمهاى سينهزنى
اى شهيد كربلاى زادهء زهرا حسين * اى قتيل اشقياء اى زاده زهرا حسين
كشتهء تيغ جفا سر بُريده از قفا
كشتهء راه خدا از نور چشم مصطفى * اى سَر از پيكر جدا اى زاده زهرا حُسين
بى تو عالم تار و جز نور تو ما را نور نيست * اى تو مصباح الهُدا اى زادهء زهرا حُسين
غرق درياى گناهيم و تو كشتى نجات * دستگير بينوا اى زادهء زهرا حُسين