يكى خلخال از پايش كشيدند * يكى را پردهء گوشش در ديدند
پس از اين كينه و اين زجر و خوارى * اسيرى بُردن و اشترسوارى
ز دشت كربلا تا كوفه و شام * عيال اللّه اسير قوم بدنام
چه خواريها كه اندر كوفه ديدند * چه محنتها كه اندر ره كشيدند
خدا داند چها ديدند در شام * كه بر ايشان جهان شد تيره و شام
پس از بازارها و بزم فسّاق * مكان كردند در ويرانه بىطاق
حديث كربلا خود غمنواز است * و ليكن با اسيرى جان گداز است
اسيرى كربلا را زنده دارد * اسيرى قصّهاش پاينده دارد
شهادت گر شود حاشا فراموش * اسيرى آورد در ياد و در هوش
اگر تنها شهادت بود آن روز * عدو برقصد خود ميگشت پيروز
توانستى بمكر و حيله و مال * شهادت را كند گمنام و پامال
هزاران كشتهها از بين بردند * قتال انبيا آسان شمردند
حُسينى كشته شد اندر بيابان * كه ميداند چه كردند آن لئيمان
چه آسان بود تزويرش نمايند * بشكلى ساده تعبيرش نمايند
اگرچه كشتن سبط پميبر * نباشد سهل چون افراد ديگر
ولى اينقدر پرغوغا نبودى * مؤثّر در همه دلها نبودى
توان بر روى او بگذاشت سرپوش * توان كردند نامش را فراموش
و ليكن با اسيرى عيالش * محالستى كنندى پايمالش
اسيرى پردهها از كار برداشت * بدشمن رنگ ننگ و عار بگذاشت
اسيرى كرد رسواى خلايق * يزيد و پيروان آن منافق
اسيرى كرد ثابت بر جهانش * نفاق باطن و كفر نهانش
اسيرى كرد بر عالم درخشان * كه بد قتل حسين از ظلم و عدوان
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٣٣