تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
اى شيعه دَمى بخويش باز آى * دل را ز عما و جهل بزداى عُمرى بمظنَّه و بتقليد * خود شيعه شمرده و نفهميد يا در پى اين و آن برفتى * عِرفانت از اين و آن گرفتى يا خلط نموده از همه كيش * پس ساخته‌اى معارف خويش گاهى ز تصوّف و تشيّخ * گه فلسفه و گهى تناسخ بگرفته عقايد فِرَق را * ناميده به شيعه غير حق را يك عُمر بحُسن ظنّ و تذريق * خوش كرده كه شيعه‌اى بتحقيق خود شيعه شمارى و بُرونى * عارف بشمارى و زبونى جاهل بأصول شيعه يكسر * غافل ز معارفش سَراسَر مغرور كه دل بود علىدوست * پنداشته شيعه معنيش اوست پنداشته در تشيّع آن بَس * مبغوض شمارى آن سه ناكَس يا نام ائمّه را به تعظيم * ياد آرى و با درود و تسليم يا گريه كنى بر ابتلاشان * افسوس خورى تو بر بلاشان يا نذر كنى و روضه خوانى * يا در قَسَم اسمشان برانى يا گاه ز قبرشان زيارت * بنموده و گه سئوال حاجت قانع شده‌اى بأين مراسم * از اصل تشيّع و معالم اين جُمله علامت و داد است * ميزان تشيّع اعتقاد است اينهاست نشانهء محبّت * در شيعه نه شيه را علامت فرق است ميان شيعه آئين * با دوستى ائمّهء دين فرق است ميان شيعه مكتب * با فعل رسُوم اهل مذهب تو شيعهء اهل مذهب استى * نى شيعهء اصل مذهب استى ايشيعه بكوش در عقائد * بگذر ز عقيده‌هاى فاسد
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 206 | الشيخ محمد جواد الخراساني