از طمع بر اغنيا راندى نياز * باب تكريم و تملّق گشت باز
چون طمع بُردند بر ايثارشان * دَم فرو بستند از كِردارشان
هرچه ديدى از خلاف و از ضلال * نهى ننمودى بأمّيد نوال
هيچكس هر فسق ديدى ذم نكرد * باز هم حرمت از ايشان كم نكرد
اغنيا چون اين روش دريافتند * در همَه دانا و نادان يافتند
چيره گشتندى بكبر و فيس و ناز * بر هوارانى بدون احِتِراز
فسق بنمايند بىپَروا ز كَس * ميكنند ظلم و تعدّى بر هوس
كمكمك اعراض را كردند باب * ز اجتماع و مسجد و دين و كتاب
هرچه دُورى بيش عصيان شد شديد * تا كه آخر كار بر طغيان كشيد
اغنيا را نيست بر دين اهتمام * نى بعالِم اعتنا و احترام
اسم اسلام است و رسم از غير آن * سيره و آئينشان از كافران
عدّهاى رَسماً بُرون از دين شدند * پيرو هَر بدعت و آئين شدند
و از فقيران عدّهء بسيارشان * بستگى دارد بأيشان كارشان
لا جَرَم تقليد اربابان كننده * پيروى در سيره از ايشان كنند
عدّهء ديگر هَر آنكس شد غنى * گيرد از آن همَسران خوى دَنى
وانكه باقيمانده در فقر و عَناء * از طمع سازش كند با اغنياء
يا چو ديدند اكثَر از دين دَر شدند * بالتَّبَع هم پيرو اكثَر شدند
بلكه كار اغنيا سَدّ را شكست * حرمت دين بُرد و عُظمش گشت پَست
عالمان دين شدند بىاعِتبار * زهد و تقوى و ورع گرديد خوار
اندكى دينخواه اگر گردد پديد * كى توان خود بر خلاف جمله ديد
حاصل ايجان هر قدر دينخوار شد * آن ز دنياخواه و دنيادار شد
ايجواد آن كس مَرام دين شناخت * نى به دنيا نى بدنيادار ساخت
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص٢٠٥