تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
از طمع بر اغنيا راندى نياز * باب تكريم و تملّق گشت باز چون طمع بُردند بر ايثارشان * دَم فرو بستند از كِردارشان هرچه ديدى از خلاف و از ضلال * نهى ننمودى بأمّيد نوال هيچكس هر فسق ديدى ذم نكرد * باز هم حرمت از ايشان كم نكرد اغنيا چون اين روش دريافتند * در همَه دانا و نادان يافتند چيره گشتندى بكبر و فيس و ناز * بر هوارانى بدون احِتِراز فسق بنمايند بىپَروا ز كَس * ميكنند ظلم و تعدّى بر هوس كمكمك اعراض را كردند باب * ز اجتماع و مسجد و دين و كتاب هرچه دُورى بيش عصيان شد شديد * تا كه آخر كار بر طغيان كشيد اغنيا را نيست بر دين اهتمام * نى بعالِم اعتنا و احترام اسم اسلام است و رسم از غير آن * سيره و آئينشان از كافران عدّه‌اى رَسماً بُرون از دين شدند * پيرو هَر بدعت و آئين شدند و از فقيران عدّهء بسيارشان * بستگى دارد بأيشان كارشان لا جَرَم تقليد اربابان كننده * پيروى در سيره از ايشان كنند عدّهء ديگر هَر آنكس شد غنى * گيرد از آن همَسران خوى دَنى وانكه باقيمانده در فقر و عَناء * از طمع سازش كند با اغنياء يا چو ديدند اكثَر از دين دَر شدند * بالتَّبَع هم پيرو اكثَر شدند بلكه كار اغنيا سَدّ را شكست * حرمت دين بُرد و عُظمش گشت پَست عالمان دين شدند بىاعِتبار * زهد و تقوى و ورع گرديد خوار اندكى دينخواه اگر گردد پديد * كى توان خود بر خلاف جمله ديد حاصل ايجان هر قدر دين‌خوار شد * آن ز دنياخواه و دنيادار شد ايجواد آن كس مَرام دين شناخت * نى به دنيا نى بدنيادار ساخت