اگر او خود دهد اهل است ور نه * بود نااهل گرچه بيوفا نيست
جواد اين نكته را منما فراموش * رياست از خدا را هم نشانيست
( اين ابيات در مقابل بيت مولويست : ما از پى سنائى و عطّار ميرويم )
ما از پى ائمّهء اطهار ميرويم * نى از پى سنائى و عطّار ميرويم
ما را نه بر سنائى و عطّار حاجت است * نى از پى گروه خطاكار ميرويم
ما را بمولوى و كتابش چه حاجت است * ما بر طريق آيه و اخبار ميرويم
بيزار ما ز حكمت و عرفان رسمىايم * بر منهج چهارده انوار ميرويم
نى بو سعيد مسلك و نى بو على مرام * بر مسلك و طريقهء ابرار ميرويم
منصور و بايزيد و غزالى و مغربى * در پشت سَر فكنده و ديندار ميرويم
عرفان رسمى بَشَرى نيست غير وهم * ما راه شرع را نه بپندار ميرويم
بر خُطهء صراط قويميم مستقيم * بر شاه را حيدر كرّار ميرويم
نى اعوجاج صوفى و نى و هم فلسفى * از در درون خانه نه ديوار ميرويم
از راه شرع طالب فردوس گشتهايم * نى صوفيانه رو بسوى نار ميرويم
نى پا بخانقاه و خرابات مينهيم * نى رو به پير و خانهء خمّار ميرويم
ما مُسلميم بر بت و زنّار ننگريم * نى همچون صوفيان ره كفّار ميرويم
آرى جواد هركه مسلمان واقعى است * گويد پى ائمّهء اطهار ميرويم
( اين ابيات در جواب اين غزل مولوى سروده شده هر روز به شكل آن بت عيّار برامد دل برد و نهان شد الخ )
ابليس پى مكر ببازار برآمد * مكّار جهان شد
هر لحظه بت عيّار برآمد * دين برد و نهان شد
هر روز بشكلى و بزرقى و بدلقى * شد رهزن خلقى
تا بيشتر اندر صف كفّار بر آمد * خورسند از آن شد
صد نقشهء اضلال ز خود كرد نمودار * از هَر بت و زنّار