تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
خواه طبّ است و خواه بنّائى * خواه علم است و خواه دارائى خواه صنعت‌گر است و بازرگان * خواه در زهد و تقوى و ايمان مرد حق آنكه هَر فضيلت داشت * بيش از خويش وانمود نداشت آنچه دارد نمايد از كم و بيش * نه تظاهر كند زياده ز خويش هر تظاهر چه قول و چه عمل است * زائد از واقع ار بود دغل است اين خلاف و فساد كاندر ماست * غالبا از تظاهر بيجاست از تظاهر همَه فريب خورند * بى خبر چون ز سَر يكدگرند هَر كسى غير خود به ظاهر او * مىشناسد نه بر سَرآئر او مگر آنكس كه اهل فن باشد * همكه هَمراز و همسخن باشد ديگران غرّه بر مظاهر او * ميخورندى فريب ظاهر او
دنيا همه‌اش غم است و محنت * يكدل نبود ز غصّه راحت هَر كس غم او بود بقسمى * آن يك زرهى و اين بأسمى بى غم نتوان درين جهان زيست * بىغصّه تو گو كه در جهان كيست يك روز اگر غمت شود كَم * فردا دوبرابرت بود غم غفلت همَه را ز ره نشانده * ور نه همَه درس خويش خوانده
تا پانزده طفل و ناتوانى * تا سى كه هنوز هم جوانى تا شصت بفكر خاندارى * يا فكر پسر و دخترانى از شصت اگر كه درگذشتى * پيرى و دوباره ناتوانى پس بندگى خدا كنى كى * كى فكر حَيواة آنجهانى اى برادر غم بيچاره چرا بيش خورى * بر گرفتارى او غصّه و تشويش خورى
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 199 | الشيخ محمد جواد الخراساني