تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
نه وقت تربيت از اهل و اطفال * نه وقت پرسش از ارحام احوال چه سَرگرميم بر دنياى ميشوم * كه غافل از همه خيريم و محروم ز دنيا شد همَه شوميّت ما * همه اسباب محروميّت ما اگر دنيا نخواهيم از دونان بيش * فراغت بيشتر داريم از خويش چون ميخواهيم افزائيم دينار * فرو مانديم از هر خير يك بار چو ميخواهيم اسباب تجمّل * نماندى وقت ما را بر تكامل چو ميخواهيم زرق و برق دنيا * نماندى وقت ما را بهر عقبى چوميخواهيم نام و شهرت و جاه * نماندى وقت ما را بَهر اللّه چو ميخواهيم مال و عزّت و شان * نماندى وقت بهر خويش و خويشان قناعت پس بود بهتر سعادت * همَه خير و سعادت در قناعت جواد ار دين و ايمان خواستارى * قناعت كن كه بىاين آن ندارى قناعت پس بود بهتر نصيبى * براى اهل فهم و هَر لَبيبى قناعت بيشتر آرد فراغت * بيفزايد بوقت خير و طاعت چو ميسازى بأندك زندگانى * نسازى جُز كمى از وقت فانى قناعت چون كنى كم ميكنى كار * شود وقت دگرها كار بسيار چو كم خواهى شود كار تو هم كم * فزايد وقت و كم شد زحمت و غم از بنده بجز طاعت فرمان خدا نيست * جُز سمعا و جُز طاعةً از بنده روا نيست مملوك خدائيم چو مخلوق خدائيم * از برده و مملوك ره چون و چرا نيست رو بندگى آموز اگر طالب حَقّى * اسرار مجو سِرّطلبى شأن شما نيست صوفى پى اسرار بكوشد برياضت * راهى بخطا پويد و آگه ز خطا نيست گر سِرّ خدا نيست چه فضيلت در اسرار * ور هست سزا و ار بصوفى گدا نيست
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 196 | الشيخ محمد جواد الخراساني