يا نخوانده مرو نگفته مگو * يا كه آمادهء اهانت باش
يا طمع بر كسى مبر هرگز * يا كه آمادهء مذلّت باش
يا رياست به خود قبول مكن * يا كه آمادهء عداوت باش
يا مرو زير بار شهرت و نام * يا كه آمادهء حسادت باش
يا چنان كن كه بد نگويندت * يا كه آمادهء مذمّت باش
يا مرنجان ضعيف بىياور * يا كه آماده بهَر سطوت باش
ايجواد از خدا مشو غافل * يا مهيّاى هر شقاوت باش
عُمر گرانمايه است اى دل غافل * از چه كنى صرف در مصارف باطل
جهد نما تا بجاى گوهر ناياب * بهَر پر ارزشى نمائى حاصل
حيف كه اين عمر بگذرد بتغافل * صرف شود يا بلهو و يا بمشاغل
گوهرك عمر ميدهيم و نگيريم * در عوضش بهرهء مناسب و قابل
واى كه هَر روز عدّهاى ز نديمان * ساكن قبرند از شكُوهِ منازل
واى كه ما همچنان غنوده بغفلت * ميگذرد عمرها بباطل و عاطل
هيچ نه در فكر رفتهگان كه چه آمد * بر سرشان در سراى موحش و هائل
هم كه در فكر خويش كاز پس ايشان * نوبت ما هم رَسَد ز زهر هلاهل
ميرود از اين سراچه هركه در او هست * پادشه و بينوا و ظالم و عادل
هم كه غنى ميرود هم آنكه فقير است * هم كه طبيب و مريض و عالِم و جاهل
كاخ مجلّل چه سود و مكنت دنيا * خانهء گور است جايت ايدل غافل
گر بقناعت تو ايجواد كنى خوش * كم بشود وِزر و غفلتت بمشاغل
مگوكه مردم امروز در پى جاهند * به چشم دل نظريكن كه بر لبِ چاهند