تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
يا نخوانده مرو نگفته مگو * يا كه آمادهء اهانت باش يا طمع بر كسى مبر هرگز * يا كه آمادهء مذلّت باش يا رياست به خود قبول مكن * يا كه آمادهء عداوت باش يا مرو زير بار شهرت و نام * يا كه آمادهء حسادت باش يا چنان كن كه بد نگويندت * يا كه آمادهء مذمّت باش يا مرنجان ضعيف بىياور * يا كه آماده بهَر سطوت باش ايجواد از خدا مشو غافل * يا مهيّاى هر شقاوت باش
عُمر گرانمايه است اى دل غافل * از چه كنى صرف در مصارف باطل جهد نما تا بجاى گوهر ناياب * بهَر پر ارزشى نمائى حاصل حيف كه اين عمر بگذرد بتغافل * صرف شود يا بلهو و يا بمشاغل گوهرك عمر ميدهيم و نگيريم * در عوضش بهرهء مناسب و قابل واى كه هَر روز عدّه‌اى ز نديمان * ساكن قبرند از شكُوهِ منازل واى كه ما همچنان غنوده بغفلت * ميگذرد عمرها بباطل و عاطل هيچ نه در فكر رفته‌گان كه چه آمد * بر سرشان در سراى موحش و هائل هم كه در فكر خويش كاز پس ايشان * نوبت ما هم رَسَد ز زهر هلاهل ميرود از اين سراچه هركه در او هست * پادشه و بينوا و ظالم و عادل هم كه غنى ميرود هم آنكه فقير است * هم كه طبيب و مريض و عالِم و جاهل كاخ مجلّل چه سود و مكنت دنيا * خانهء گور است جايت ايدل غافل گر بقناعت تو ايجواد كنى خوش * كم بشود وِزر و غفلتت بمشاغل
مگوكه مردم امروز در پى جاهند * به چشم دل نظريكن كه بر لبِ چاهند