تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
نياز نيمه شبى دفع صَد بلا سازد * به شرط آنكه بسوى خدا نوا بكند تو كار خود به خدا واگذار و خوشدل باش * كه هرچه غير بماند در او خدا بكند بناله كوش و تضرّع كه چره هست در اوست * به شرط آنكه توسّل به اوليا بكند دلا بسوز براى شهيد كرببلا * مگر بما نظرى شاه كربلا بكند ز ديده بهر غمش اشك مخلصانه بريز * كه دانه اشك تو ايجاد و صد صفا بكند طبيب حق نبود جز حسين ( ع ) اى بيمار * بخور ز تربت او تا ترا دوا بكند طبيب حق كه مسيحادم است و دوست‌نواز * طلب چو از تو نبيند كرا دوا بكند ز ملك تا ملكوتش حجاب بردارند * هر آنكه خدمت سلطان كربلا بكند مباش خفته بوقت سحر ضريح ببوس * كه بوى سيب بهشتش ترا شفا بكند به زير قبّهء او كن طلب همه حاجات * كه هر اثر كه دعا دارد آن دعا بكند مباش خفته به اميد آنكه بيدارى * در آن مقام دعائى براى ما بكند بسوخت حافظ و بوئى نبرد از ايمان * كه سنگ تيرهء پير مغان چها بكند جواد ما و حسين ، حافظ است و پير مغان * كجا اثر شب ديجور چون ضحى بكند

( معارضه با اين غزل كه مطلعش اينست : گر ميفروش حاجت رندان روا كند ) كه بنام پيرش گفته و من نيز بنام حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام گفتم

كر شاه كربلا نظرى سوى ما كند * ايزد گنه ببخشد و دفع بلا كند گر آن نظر كه كرد به حُرّ تا كه شد شهيد * بر ما كند يقين همه را كيميا كند ما را كه عشق كرببلا جان گداخته * يا ربّ شود كه عطف توجّه بما كند يا مكّه يا كه كرببلا يا مزار طوس * آنجا مگر كه باطن ما را دوا كند واعظ بگو بخلق كه كس بىاجل نمرد * طوبى بر آنكه خويش شهيد خدا كند قربان آنشهى كه لب‌تشنه شد شهيد * آنكس نه اين ترانه سرايد خطا كند اى شه تشنه‌لب نظرى كن بدوستان * تا هركه هست عاشق كرببلا كند