تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
تقوايم اين بس است كه جز اهل حق كسى * محبوب خود نخوانم و دلبَر نمىكنم تقوايم اين بس است كه مدح شه و وزير * يا فاسق دگر ز پى زر نمىكنم رندى بهرزه گفت برو ترك صدق كن * محتاج جنگ نيست برادر ، نمىكنم آرى جواد كُوى نجف جاى دولت است * من ترك خاكبوسى اين در نمىكنم

معارضه با اين غزل كه مطلعش اينست : در خرابات مغان نور خدا ميبينم ) كه براى خرابات و پير مغانش گفته و من بشأن امير المؤمنين ( ع ) و نجف اشرف گفتم

من در ايوان نجف نور خدا مىبينم * چه عَجَب گر كه در آن نور هدى مىبينم وادى ايمن و طور ار كه شنيدى بكتاب * اين همان ايمن و طور است به پا مىبينم جلوه بر من مفروش اى عَسَس باده‌فروش * كه تو ميخانه و من عرش علا مىبينم ملك الحاج اگر خانه ببيند چه عَجَب * منكه همخانه و همخانه خدا مىبينم گر نه او خانه خدا بود چرا مولد او * گشت در كعبه مپندار خطا خطا مىبينم نيست در گفته يكى نقطه خلاف از كم و بيش * كه من اين مسئله بىچون‌وچرا مىبينم خواهم از شاه نجف پرده‌گشائى كردن * كه نه دور است و من اين فكر بجا مىبينم سُوز دل اشك روان آه سحر نالهء شب * ذكر حق آنچه به خود ورد و دعا مىبينم نور ايمان و هُدى عِلم و تُقى زهد و صفا * اينهمه از نظر لطف شما مىبينم هردم از دل بردم فضل تو نقشى ز خيال * با كه گويم كه چه لطفى بخفا مىبينم كَس نديده است در اين پرده چه الطاف خفى است * كس چه داند كه در اين پرده چها مىبينم بجز آن كس كه چو من غير ره او نگرفت * بيند او آنچه من از راه صفا مىبينم دوستان عيب مسازيد ز اخلاص جواد * كه منش بندهء مولاى شما مىبينم حافظ و پير مغان ما و شه كون و مكان * او كجا بيند و من بين كه كجا مىبينم
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 176 | الشيخ محمد جواد الخراساني