بُد مخاطب گرچه آنقوم لِئام * ليك هَل مِن ناصر او بود عام
پس جوابش داد هر جنبندهاى * بلكه هر كس بود حقهء را بندهاى
چونكه اين دعوت براى حق بسفت * كره اهل حقَ بُدى لَبّيك گفت
از همه ذرّات لبّيك آمدى * از همه صنفى يكى پيك آمدى
رفرفر آمد بر سرش پيش كلك * زعفَر آمد ، پيك حقر بهر كمك
آب و خاك و باد و خورشيد و هوا * سنگ و كوه و بحر و بَرّ ارض و سماء
جُملهء ارواح و ارواح رُسُل * بلكه اشباحى كه بودندى مُثُل
از همه داد اجابت در رسيد * تا فنا سازند آنقوم پليد
هيچيك را شاه دين رخصت نداد * منَتى بر قوم از رحمت نهاد
هم عيان گرديد استغناى تام * كو به غير حق ندارد اهتمام
باز دقّت كن به حال قوم و شاه * فكر شه را بين و فِعل آن سپاه
بود او در فكر رستن از جحيم * ناگهان سنگى فكندش يك لئيم
سنگ آمد بر جبين شه نشست * آه كز آن سنگ پيشانى شكست
خون روان گرديد بر رخسار او * باز هم نفرين نكردى بر عدو
بر سَما پاشيد خون جبهه را * تا عيان سازد خلوص ؟ ؟ ؟ را
بار الها خون من تقديم تو * خون پيشانى بود تكريم تو
زانكه پيشانى ترا شد سجدگاه * پس بگير اين خون خود را اى آله
اى جواد اين رشته كى يابد ختام * كى توان شرح حُسين گفتن تمام
ميلاد امام نهم حضرت جواد الأئمة ( ع ) و طعن بر صوفته كرخته
دهم ماه رَجَب نور خدا جلوه نمود * نهمين شمس هُدى پرده ز رخسار گشود
شكر للّه كه بكورى همه خصم حسود * چون جواد آيت حقّى ز رضا شد مولود
شيعه را گو كه كند فخر بر اين درّ وجود