تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
رد صف حَشر شود فاش ز آثار جلالش * بَشَر و جنّ و ملك رشك برندش همه يكسر چو شفاعت كند آندم ز محبّين گنه‌كار * وز محبّين محبّين خود از دوزخ و كيفَر ايجواد آنچه تو گوئى نتونى بستائيش * او بدان صُقع بلنديست كه سوزد همه را پر

( ايضا مديحهء فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها )

اى رُوح و جان عالم * اى سيّدهء زنان عالم تو گوهر عالم وجودى * بودى تو و اين جهان نبودى از نور تو شد جهان منوّر * خورشيد و مَه از تو نورگُستر عالم بطفيل توست بَرپا * وز بهر تو خلق گشته دنيا اى معدن عِصمت الهى * اى مخزن حكمتش كَماهى مشكوة امامت و ولايت * مصباح نبوّت و هدايت بر رغم عدو كه گفت ابتَر * دادت برسول و خواند كوثر هرچند بكسوت زنانى * امّا تو مليك انس و جانى مردان بزرگ كانبيايند * در جنب تقرّب تو لايند اين بس كه به تو كند مباهات * يزدان بملآئك سَموات كاين فاطمه است و پدر او * دُو زادهء او و شوهر او وين بَس كه تو كفو مرتضائى * مادر بأئمّهء هدائى اين بس كه كسى به پايه‌ات نيست * چون نور تو هم ز نور اصليست در اصل وجود بود يك نور * پيش از همه‌چيز بود منظور پس گشت از او سه شعبه پيدا * نور نبى و على و زهرا اى مادر يازده امامت * هستى تو شفيعهء قيامت سُوى تو جواد رُوى آرد * اميد شفاعت از تو دارد
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 158 | الشيخ محمد جواد الخراساني