ما همه مسكين و يتيم و اسير * بر در فضل تو همَه مُستجير
يك نظرى كن سوى ما بيكسان * غرق بلائيم تو دستى رسان
ما همَه بيچاره و درماندهايم * رُوى بدرگاه تو آوردهايم
اى كه درت چارهء بىچارهگان * وى نظرت مونس غمخوارهگان
بر در جود تو جواد آمده * وز پى مقصود و مراد آمده
سُوى من خستهء نالان نگر * بر من دلخون پريشان نگر
گر بكنى يكنظَرى چون شود * جهل مرا گر ببَرى چون شود
نى ز تو چيزى شود از جود كم * نى بفزايد به تو مسَنع كَرَم
اين من و ن قُبَّر زار ملول * وين تو سُليمان بكن اين ران قبول
( مديحه در ولادت امير المؤمنين عليه السّلام )
برخيز اى دل زار از خود بهل اسَف را * وقت نشاط و شاديست فرصت شمر شعف را
ميلاد مرتضى شد عيسد سعيد ما شد * تبريك شيعيان گو اين عيد با شرف را
كرد بيان بالا در وَجد و در نشاطند * پُر از صف ملائك بين مكّه مُزدلُفَ را
عرش آفرين بگويد بر فرش اين شرافت * كش پروريد و زاييد دُردانهء صدف را
نور جلال سَرمد در كعبه جلوهگر شد * امروز سِرّ خلقت دادى نشان هدف را
خيز اى گداى بىپَر فيضى طلب ز حيدر * لطف خدا نگيرد هرگز برون ز صف را
طبعم به جوش آمد اندر خُروش آمد * چندان كه مير بايد از من عنان كف را
وجدش به پرپر آرد سَر از قفس برآرد * خواهد بمَدح مولا بيرون دهد تُحَف را
لكن كى آيد از من با اين زبان الكَن * مدح شهى كه جبريل رخ سايدش كنف را
شاهنشه ولايت سَر منشاء هدايت * استاد عِلم و حكمت هَر سابق و خلف را
وصفش ز حَدّ بُرونست مدحش ز عّد برونست * كى وصف فهمد آن كس نشناخت متّصف را
وصف ورا كه بشناخت جز انكه خلقتش ساخت * يا مصطفى كه بودش هم نور ما سَلَف را