تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
گر ز هَر در رانده گردم نااميد * بر تو رُو آرم كه ذو العرشى مجيد هر جفا بينم ز هر جبّارخو * بر تو ميآرم پناه از شرّ او واى بر من گر برانيم از گناه * راندهء تو بر چه كس آرد پناه بار الها رانده‌ام از خود مكن * بيش از اين شرمنده‌ام از خود مكن اى كه هستى از نيازم بىنياز * بىنياز از دَرَت طردم مساز گر كه ذات پاك تو از من غنيست * ليك من را بى نيازى از تو نيست همچنان كز من تو هستى بىنياز * بر عذابم هم ترا نبود نياز يا نيازم بين مكن طردم ز باب * يا مكن بر بينيازيَت عذاب من كنون از هَر درى آواره‌ام * چاره‌ام كن ايخدا بيچاره‌ام هستيم بگذشت و سُستى در رسيد * هادم لذّات و مستى در رسيد مايهء عُمرم تلف شد در هَوى * دست خالى بر تو دارم التجا * عَنقَريبم يكّه و تنها به زور بر تو وارد ميشوم در كُنج گوُر * هيچكس بهرم نباشد دادرس جُز تو آنجا كيستم فريادرس * تاكنون گر با تو بودم در ستيز حال فهميدم مرا نبود گريز * شد عيانم من بسى بيچاره‌ام نيست از چنگال قهرت چاره‌ام * چاره‌ام نبود بجز روى نياز چون توئى بيچارگان را چاره‌ساز * گر خلافت كرده‌ام جاهل بُدم از نكال و نقمتت غافل بُدم * اى خدا گر عاصيم من جاهلم اى خدا گر خاطيم من غافلم * اين مَنَم مذنب ولى هستم ضعيف من چيم جز جثّه‌اى زار و نحيف * نى مرا در جنب تو قدرت بود نى مرا در حضرتت قوّت بود * گر كه فيلم يا كه شير بيشه‌ام نزد تو كمتر ز مور و پشّه‌ام * هرچه هستم بر تو هستم مستجير دِه پناهم از گناهم يا مجير
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 137 | الشيخ محمد جواد الخراساني