تمام شد آنچه منظور اصلى در اين كتاب ( بيّنهء رحمت ) بود از تقرير واقعهء جانگداز كربلا و ذكر مراثى حضرت سيد الشّهدآء عليه السّلام سپس بر اين شدم كه تكميل كنم آن را بذكر پنج فصل ( 1 ) در مناجات با قاضى الحاجات ( 2 ) در مدايح و مواليد حضرات معصومين عليهم السّلام و در اين فصل نيز چند قطعه از معارضات با اشعار حافظ ذكر مىشود از اينجهت كه او آنها را در مدح اولياى خود سُروده و من مُعارضه با او نموده و مانند آن را در مدح مَوالى خود سُرودهام ( 3 ) در مواعظ و پنديّات ( 4 ) در تحسّر تأسّف بر غيبت ولىّ عصر و تظلَم به آنحضرت از جور و جفاى زمان ( 5 ) در اشعار عربى از مدايح و مَواليد و مَراثى .
( فصل اوّل ) ( در ذكر چند قطعه از مناجات با قاضى الحاجات )
بار الها بندهء بگريخته * آمده با آبروى ريخته
بندهء عاصى پس از عُمرى دراز * بر در عفو تو رُو آورده باز
اى خدا با روسياهى آمدم * نادمم بر عُذرخواهى آمدم
رُوسياهم پُر گناهم دلتباه * عفو خواهم عذرخواهم اى آله
سَر بزيرم نادمم از زشت كار * مُجرمم مُجرم مرا معذور دار
من نه حقّ نعمتت را داشتم * نى كه پاس حرمتت بگذاشتم
نعمت و صحَت جوانى سَر بسر * صرف شد در معصيت خاكم بسر
بيوفايم پرجفايم ناسپاس * بىحيايم راستى حق ناشناس
با الها من كفورم من عنود * هَر بُدى در ذات من دارد وجود
ليك با اينها همه شرمندهام * باز مخلوق تو هستم بندهام
خالق ديگر مرا غير از تو نيست * رُو بكه آرم بگو غير از تو كيست
بندهء عاصى كجا آرد پناه * جُز در مولا و درگاه آله