تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
آه از دل زينب * واى از دل زينب طفلان همه در شور و شين امشب * زينب بغم بهر حُسين امشب آه از دل زينب * واى از دل زينب امشب حُسين مظلوم سَر در بدن ندارد * افتاده در بيابان بر تن كفن ندارد با خواهرش بگوئيد يك پيرُهن بيارد * بر قامتش بپوشد كو پيرهن ندارد اى برادر كجا شد سَرَت * من بقُربان اين پيكرت كو لباس تنت * كُهنه پيراهنت كو سپاه تو لتشكرت * كو عَلَمدار و كو اكبَرَت كو جوانان تو * جُمله ياران تو چونشد انگشت و انگشترت * چون تحمّل كند خواهرت ساربان پليد * دستت از تن بُريد داد و آه از دل مادرت * گر ببيند به خاك اندرت پيكرت غرق خون * زخمت از حَد بُرون آتش چرا زدند بخرگاه بُو تراب * از بهر اينكه پايهء ايمان شود خراب مقصود بود سُوختن خرگه هُدى * يعنى كه سُوخت باب هُدى و ره كتاب ما اگر دُوريم از فيض حضور * پرتو لطف تو از ما دُور نيست بهَر ما دُور است امّا دُورها * بر تو نزديك و ترا محَذور نيست دست ما كوتاه و دست تو دراز * بر تو حال كوتهان مستور نيست هرچه گفت از آب آبش كس نداد * جُز دم خنجر جوابش كس نداد ز تشنگى جگرم سوخت و دمبدم ميگفت * يكى براى خدايش دو جُرعه آب نداد بوقت دادن جان گفت اسِقنِى يا شمر * به غير ناوك خنجر بأو جواب نداد اى فلك جور تو با آل على تا كى و تا چند * آشكار اينهمه ظلم و دغلى تا كى و تا چند
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 134 | الشيخ محمد جواد الخراساني