بر سر نى سرش تا شام ويران * پيكرش پايمال اسب كين است
ياورانش همه بيدست و سَر شد * كودكانش يتيم و دربدر شد
اكبرش فرق او شق القَمَر شد * اصغرش كام او از تير تَر شد
زير خنجر شه لبتشنه جانداد * شمر آبش بداد از تيغ بيداد
خواهرش بر سَر و بر سينه ميزد * دخترانش به وا غوثاه و فرياد
در خيام شه آتش بر ملا شد * شعلهء آتش كين بر سَما شد
در بدر كودكان اندر بيابان * سيلى و كعب نىشان رهنما شد
على على الدّنيا بعدك العفا * تو رفتى و بابت آيد از قفا
سلامى از من بَر نزد مصطفى * بگو كزين امّت شد بما جفَا
تو رفتى امَا من مانده در بلا * تو راحت و من بعد از تو مبتلا
اصغر شده از تشنگى بيجان * حلقش دريد از ناوك پيكان
اى اصغر بىشير * اى خورده شير از تير
شد حنجرش از تير كين پاره * خون از گلويش زد چو فوّاره
اى اصغر بىشير * اى خورده شير از تير
عبّاس نوجوانم دست از تنش بُريدند * سقّاى كودكانم نعشش به خون كشيدند
از مرگت اى برادر پشت مرا شكستند * هم عزّتم رُبودند هم حُرمتم دريدند
عبّاس ؟ ؟ ؟ مرتضى حيدر * اى هَر دو دست افتاد از پيكر
مير علَمَدارم * سَردار انصارم
برخيز طفلان ديده بر راهند * از تشنكى در ناله و آهند
مير عَلَمدارم * سَردار انصارم
امشب دگر زينب پريشانست * اهل حَرَم سَر در گريبانست
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
ص١٣٣