تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
آب روان دريغ كس از مهمان نكرد * لب تشنه ذبح بر لب آب روان نكرد لب تشنه ميهمان كه كشد در كنار آب * جز كوفيان كه كرده چنين ظلم بيحساب شطَ فُرات موج‌زنان غوطه‌ور كلاب * اولاد مصطفى جگر از تشنگى كباب بر تشنگان ماريه ناياب آب شد * ناياب آب گشت جگرها كباب شد آل نبى ز سُوز عطش جان بلب همه * آب روان مباح سباع و كلاب شد مگر حُسين خلف پاك بو تراب نبود * كه تشنه كشته شدى يا مگر كه آب نبود بوقت نزع گلو تر كنند ميّت را * مگر حُسين گلو خشك و دل كباب نبود مگر حُسين پسر فخر كائنات نبود * شهيد تشنه چرا شد مگر فرات نبود مگر كه تا دم آخر نگفت اسقُونى * و يا كه جُرعهء آبى در آن فَلاة نبود فلك براى حَسَن زهر كين در آب نمود * ولى براى حُسين منع آب باب نمود حَسَن بكشت به آب و حُسين به بىآبى * عجب كه حُرمتى از آل بُو تراب نمود كسى نديده بدوران شهيد خنجر و تيغ * بوقت دادن جان هم كنند آب دريغ بگوسفند دهد آب و سَر بُرد قصّاب * حُسين كه سبط نبى بود و صاحب تبليغ كور باد آن ديده كاز بهر حسين اشكش نبارد * دُور باد از لطف حق آندل كه بهرش غم ندارد ديدهء بىاشك و دل بىغم نباشد قابل فيض