آنكه نى اين و نه آن دارد اميدى پس نيارد * كيست كه او شوق كربلات ندارد
كيست دل پُر غَمى برات ندارد * كيست ندارد بدل تمَنَّى ثارت
يا كه بسَر شورى از عزات ندارد * مرا بخادميست گر كنى قبول حسين جان
شود كه راه بيابم بر رسول حُسين جان * به پيشكاه خدا هيچ رُو ندارم و شايد
بدينوسيله نباشم بسى خجول حسين جان * در كربلا آب روان بستند
دلهاى اولاد على خستند * آب روان بَستند
قلب نبى خستند * داد عطش از خيمها برپا
از تشنگى طفلان بِواغَوثا * آب روان بستند
قلب نبى خستند
( رباعيّات )
امشب حُسين در خيمگه مشغول قرآن است * بر اهل بيت مصطفى تا صبح مهمانست
فردا سرش بر نيزههاى قوم عدوان است * نعش شريفش بر زمين افتاده عريانست
امشب سكينه در خواب ناز است * تا پرچم شه در اهتزاز است
فردا نصيبش سوز و گداز است * مثل اسيران عازم راه دراز است
زينب در اين شب در آه و افغان * هَردم ببيند خواب پريشان
فردا بنالد بر نوجوانان * شيونكنان در ماتم شاه حجاز است
امشب آخر شب عمر حُسين است * نينوا پُرنوا و شور و شين است
بر فلك نالهء طفلان بلند است * الوداع الوداع زينبَين است
شام قتل شه دنيا و دين است * شاه لبتشنه بىيار و مُعين است