تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
آنكه نى اين و نه آن دارد اميدى پس نيارد * كيست كه او شوق كربلات ندارد كيست دل پُر غَمى برات ندارد * كيست ندارد بدل تمَنَّى ثارت يا كه بسَر شورى از عزات ندارد * مرا بخادميست گر كنى قبول حسين جان شود كه راه بيابم بر رسول حُسين جان * به پيشكاه خدا هيچ رُو ندارم و شايد بدينوسيله نباشم بسى خجول حسين جان * در كربلا آب روان بستند دلهاى اولاد على خستند * آب روان بَستند قلب نبى خستند * داد عطش از خيمها برپا از تشنگى طفلان بِواغَوثا * آب روان بستند قلب نبى خستند

( رباعيّات )

امشب حُسين در خيمگه مشغول قرآن است * بر اهل بيت مصطفى تا صبح مهمانست فردا سرش بر نيزه‌هاى قوم عدوان است * نعش شريفش بر زمين افتاده عريانست امشب سكينه در خواب ناز است * تا پرچم شه در اهتزاز است فردا نصيبش سوز و گداز است * مثل اسيران عازم راه دراز است زينب در اين شب در آه و افغان * هَردم ببيند خواب پريشان فردا بنالد بر نوجوانان * شيون‌كنان در ماتم شاه حجاز است امشب آخر شب عمر حُسين است * نينوا پُرنوا و شور و شين است بر فلك نالهء طفلان بلند است * الوداع الوداع زينبَين است شام قتل شه دنيا و دين است * شاه لب‌تشنه بىيار و مُعين است