اى تشنهلب مگر تو چه كردى كه كوفيان * كشتندت و به روى تو بستند آب و نان
نى رحم بر صغير تو كردند و نى كبير * كشتند ياوران تو از پير و از جوان
اى كشتهء گروه دغا جان فداى تو * اى داده سَر به راه جان فداى تو
بفروختى به حق سَر و حق گشت مشترى * خون تو خون حق شد و حق خونبهاى تو
اين حُسين كيست كه انصار وى انصار اللّه است * زائرين حَرَم او همه زوّار اللّه است
من ندانم ز شهادت چه سبق يافت به حق * ليك آنقدر بدانم كه حسين ثار اللّه است
كسى نشنيده در اينعالم پَست * بهاى مشك آبيرا دو تا دست
دو دستش شد بهاى مشك آبى * ز نوك تير شد آبش سَرابى
اى روزگار با كه چنين ظلم باب شد * آخر دو دست قيمت يك مشك آب شد
آن هم بريخت تشنهلبانرا نشد بكام * اطفال را ز غصه جگرها كباب شد
گيرم حسين بود جفاجو گناهكار * يا رب چه بود پس گنه طفل شيرخوار
آبش كسى نداد چرا با خدنگ تير * خون در گلوى وى بفشاندند جاى شير
چه بيرحمى مرا در اينصغيرى بىپدر كردى * مرا در كودكى اينسان اسير و دربدر كردى
كه رگهاى گلويت را بُريدى و چه بيرحمى * تنت عريان به خاك افكندى و خاكم بسر كردى
ايفلك كجمدار اين چه مدارا است * رأس حسين بر سنان و سفله بِسَّر است
خاك مذلّت چرا بسَر ننمائى * خاك تنورى فراش زادهء زهراست
اى فلك تيره اين چه طرح مداراست * شاه يزيد است و اهل بيت اسارى است
زادهء زهرا شهيد و زادهء سفيان * شام مزيّن نمود و عيش بياراست
از ميهمان دريغ كسى آب و نان نكرد * اين پستفطرتى بجز از كوفيان نكرد