للرّحم و اللّه انّى لأظنّها ودّت انّى قتلتها معه دعوه فانّى اراه لما به .
( ترجمه )
ز آل مُصطفى و نسل حيدر * بَس است اينها كه كُشتى ايستمگر
دگر ما را نميباشد كفيلى * به غير از مَحَرم زار عليلى
همه اينها كه از ما سَر بُريدى * هنوزت بس نشد سيرى نديدى
همين رنجوريش او را بود بس * همين مقهوريش او را بود بس
اگر او را مرض بيجان نسازد * غل و زنجيرش او را جان گدازد
اگر از كشتن او ناگزيرى * مرا هَم كن خلاص از اين اسيرى
بكش ظالم من و او را بيكبار * كه بيمحرم نمايند زينب زار
( مرثيه در ورود اهل بيت بشام )
اى شام بر تو تيره جهان باد و شام باد * گردى چنان خراب كه بس از تو نام باد
اى شام مركز همَه جور و جفا توئى * بنگاه ظلم بر حرم مصطفى توئى
هر جور از تو خاست بر اولاد مصطفى * هر فتنه از تو شد بعلى و بمجتبى
منشور شوم قتل حُسين از تو شد برُون * ايكاش ميشدى تو ز بنيان سَرنگون
اينها عجيب از همه بيش اين عَجَب بود * كاندر تو بر اسيرى زينب طرب بود
بهَر ورود آل نبى همچو نوعروس * زينت شدى چنان كه نشد بر تتار و روس
زين العباد در غل و زنجير و دستگير * دُرهاى عصمت و حَرَم مصطفى اسير
از صُبح تا بشام بِهَر جانب از عناد * تا خلق بر اسيرى ايشان شوند شاد
شام ايجواد شوم بود شهر شام شوم * يا رَب شود كه شام شود آشيان بُوم
( ايضا فى هذا المعنى )
اى شام شوم از چه ترا اين شئامت است * اندر بلاد از چه ترا اين لئامت است
اى شام آنچه بود ترا شومى و بَدى * چونشد تمام را توبه آل نَبى زدى