تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
للرّحم و اللّه انّى لأظنّها ودّت انّى قتلتها معه دعوه فانّى اراه لما به .

( ترجمه )

ز آل مُصطفى و نسل حيدر * بَس است اينها كه كُشتى ايستمگر دگر ما را نميباشد كفيلى * به غير از مَحَرم زار عليلى همه اينها كه از ما سَر بُريدى * هنوزت بس نشد سيرى نديدى همين رنجوريش او را بود بس * همين مقهوريش او را بود بس اگر او را مرض بيجان نسازد * غل و زنجيرش او را جان گدازد اگر از كشتن او ناگزيرى * مرا هَم كن خلاص از اين اسيرى بكش ظالم من و او را بيكبار * كه بيمحرم نمايند زينب زار

( مرثيه در ورود اهل بيت بشام )

اى شام بر تو تيره جهان باد و شام باد * گردى چنان خراب كه بس از تو نام باد اى شام مركز همَه جور و جفا توئى * بنگاه ظلم بر حرم مصطفى توئى هر جور از تو خاست بر اولاد مصطفى * هر فتنه از تو شد بعلى و بمجتبى منشور شوم قتل حُسين از تو شد برُون * ايكاش ميشدى تو ز بنيان سَرنگون اينها عجيب از همه بيش اين عَجَب بود * كاندر تو بر اسيرى زينب طرب بود بهَر ورود آل نبى همچو نوعروس * زينت شدى چنان كه نشد بر تتار و روس زين العباد در غل و زنجير و دستگير * دُرهاى عصمت و حَرَم مصطفى اسير از صُبح تا بشام بِهَر جانب از عناد * تا خلق بر اسيرى ايشان شوند شاد شام ايجواد شوم بود شهر شام شوم * يا رَب شود كه شام شود آشيان بُوم

( ايضا فى هذا المعنى )

اى شام شوم از چه ترا اين شئامت است * اندر بلاد از چه ترا اين لئامت است اى شام آنچه بود ترا شومى و بَدى * چونشد تمام را توبه آل نَبى زدى